در دنیای امروز که هوش مصنوعی به سرعت در حال گسترش است، خلاقیت انسانی نقشی کلیدی‌تر از هر زمان دیگری پیدا کرده است. بسیاری از مدیران و کارکنان باور دارند که خلاقیت راهی حیاتی برای رشد اقتصادی و موفقیت در کسب‌وکار است. اما چگونه می‌توانیم خلاقیت خود و تیممان را فعال کنیم؟

بر پایه‌ی تجربیات چندین دهه‌ای مدیران رسانه و تبلیغات، ۸ روش کاربردی وجود دارد که می‌توانند ذهن شما و تیم را به سمت ایده‌های جدید سوق دهند. در ادامه، این محرک‌های خلاقیت را به زبان ساده و قابل اجرا توضیح می‌دهیم.

محرک های خلاقیت کدامند؟

۱. آماده‌سازی ذهنی

خلاقیت زمانی شکوفا می‌شود که در وضعیت ذهنی مناسبی قرار بگیریم. اهمیت دارد پیش از شروع، زمانی خاص برای تمرین تعیین کنید، چند دقیقه به تمرکز و نفس عمیق بپردازید و خودتان و هم‌تیمی‌ها را برای دریافت ایده‌های جدید آماده کنید. فرایند خلاقیت اغلب نامنظم و تکراری است، اما نتیجه‌ی آن ایده‌های نوآورانه و قابل رشد خواهد بود.

۲. ایجاد تغییر

برای زمانی که تیم یا فرد در رکود یا تکرار گرفتار شده:

الف. اغراق کنید.

یک چالش را در نظر بگیرید و راه‌حل‌های بسیار افراطی و حتی غیرواقعی برای آن تصور کنید. مثلاً فرض کنید محدودیت بودجه یا زمان ندارید. این شیوه باعث می‌شود خارج از چارچوب فکر کنید و احتمالا به راه‌حلی متفاوت برسید.

ب. انقلاب راه بیندازید.

همه قوانین و عرف‌هایی که به‌شکل نانوشته یا نوشته در کسب‌وکار خود دارید را روی کاغذ بیاورید. حالا فکر کنید کدام‌یک را می‌شود نقض کرد یا کاملاً برعکسش را انجام داد. گاهی بهترین ایده دقیقا خلاف انتظارات معمول شکل می‌گیرد.

۳. تغذیه و شکوفایی

برای وقتی که تیم یا کسب‌وکار نیاز به انگیزه و بازگشت به هیجان دارد:

الف. بازبیان با زبان متفاوت.

گاهی کافی است کلمات کلیدی مساله را با واژه‌هایی از حوزه‌ای دیگر جایگزین کنید. مثلا اگر وظیفه شما حفظ مشتریان است، از اصطلاحات مشاوره ازدواج استفاده کنید و بپرسید چگونه می‌توان رابطه‌ای مستحکم‌تر با مشتری ساخت.

ب. استفاده از یک ایده قدیمی.

بازگشت به ایده‌های تاریخی یا تکنیک‌های قدیمی (که شاید زمانی کنار گذاشته شدند) می‌تواند جواب مسایل امروز را بدهد. با پیشکسوتان مشورت کنید یا مروری بر راهکارهای گذشته داشته باشید.

نمونه‌ی واقعی: مدیری که برای بازگرداندن اعضا به محل کار پس از کرونا، با الهام از مسابقات محلی شیرینی‌پزی، رقابت «جام جهانی کلوچه» را راه انداخت و همین کار شور و اشتیاق را به گروه برگرداند.

۴. تجدید و نوسازی

برای زمانی که نیاز به جدیدسازی بدون انقلاب دارید:

الف. چه چیزی کم است؟

بررسی کنید در کسب‌وکار یا خدمات شما چه چیزهایی انجام نمی‌شود و چرا. گاهی اوقات یک خلأ کوچک در بازار، فرصت بزرگی برای تمایز ایجاد می‌کند. مثال: راه‌اندازی کمپین عاشقانه برای زوج‌های همجنس پس از قانونی شدن ازدواج آن‌ها در امریکا.

ب. رقیب یا دشمن شما چه می‌کند؟

نگاه کنید اگر دشمن اصلی کسب‌وکار شما بودید، چه کار می‌کردید. چگونه می‌توانید یک حرکت پیش‌دستانه انجام دهید؟ شرکت Fairy وقتی تهدید رقیب را در سوپرمارکت‌های انگلستان حس کرد، تخفیف گسترده داد تا خرید بعدی مشتریان به تعویق بیفتد و محصول رقیب نفروشد.

۵. آزمون دگرگونی و تحول

ویژه زمان‌هایی که شرایط بحرانی است یا چرخه جدید نیاز دارید:

الف. فقط شش هفته به خود فرصت دهید.

به خودتان یک مهلت کوتاه برای امتحان یک ایده تازه بدهید؛ کارها را به بخش‌هایی کوچک تقسیم کنید و اهداف چالش‌برانگیز اما شدنی تعیین کنید. خواهید دید در مدت کوتاه به چه دستاوردهایی می‌رسید.

ب. تا رسیدن به ایده‌ای که شما را می‌ترساند ادامه دهید.

معمولاً بهترین تغییرات از ایده‌هایی به وجود می‌آیند که ابتدا ممکن است ترسناک یا حتی غیرعملی به‌نظر برسند. از ایده‌های سطحی عبور کنید و تا رسیدن به راه‌حلی جسورانه پیش بروید. مثلاً نمونه مدیری که شرکتش را از سه واحد جدا به دو واحد جدید با نقش‌های متفاوت تقسیم کرد و موفق شد.

جمع‌بندی

در عصر جدید، خلاقیت قدرتی است که می‌تواند باعث رشد فردی و سازمانی شود و محیط کار را پویاتر، جذاب‌تر و معنادارتر کند. امتحان چند نمونه از این تمرین‌ها و الهام گرفتن از مثال‌ها می‌تواند موتور خلاقیت شما و تیمتان را روشن کند. سال جدید را با ذهنی خلاق‌تر آغاز کنید و تحول را در کسب‌وکار و زندگی خود ببینید.

منبع: https://hbr.org/2025/01/to-jumpstart-creativity-try-these-8-prompts

در دنیای امروز که جلسات آنلاین بخش جدایی‌ناپذیر از فعالیت‌های کاری شده‌اند، ضبط جلسات به گزینه‌ای در دسترس و وسوسه‌برانگیز تبدیل شده است. ابزارهای هوش مصنوعی نیز با قابلیت‌هایی مثل تبدیل گفت‌وگو به متن و خلاصه‌سازی خودکار، مدیریت جلسات را آسان‌تر کرده‌اند. اما آیا ضبط هر جلسه تصمیم درستی است؟ آیا این کار ممکن است به پویایی تیم و فضای گفتگو آسیب بزند؟

پاسخ قطعی وجود ندارد. اما برای تصمیم‌گیری بهتر، می‌توان از یک چارچوب ساده اما کاربردی استفاده کرد: پیش از ضبط، چهار سؤال مهم از خودتان بپرسید.

۱. چرا می‌خواهید جلسه را ضبط کنید؟

نخستین و شاید مهم‌ترین پرسش در مدیریت جلسات این است: هدف شما از ضبط چیست؟

آیا جلسه‌ای برای تصمیم‌گیری دارید و می‌خواهید مسیر تصمیم‌گیری مستند شود؟ آیا طوفان فکری در حال برگزاری است که سرعت ایده‌پردازی بالا بوده و فرصت یادداشت‌برداری وجود ندارد؟ یا صرفاً چون ابزار ضبط فعال است، آن را بدون دلیل خاصی استفاده می‌کنید؟

اگر دلیلی روشن، کاربردی و مشخص برای ضبط جلسه ندارید، شاید بهتر باشد به همان یادداشت‌برداری دستی اکتفا کنید. چرا که خود فرآیند نوشتن، تمرکز و مشارکت را افزایش می‌دهد و وابستگی بیش از حد به ابزار، ممکن است موجب کاهش درگیری ذهنی افراد شود.

۲. چگونه انتظار دارید جلسه پیش برود؟

جلسات همیشه یکسان نیستند. برخی آرام و رسمی هستند و برخی پرتنش و چالش‌برانگیز. اگر فکر می‌کنید قرار است در جلسه اختلاف‌نظر، انتقاد صریح یا موضوعات حساس مطرح شود، شاید ضبط کردن مناسب نباشد.

در مدیریت جلسات، ایجاد فضا برای ابراز نظر صادقانه اهمیت بالایی دارد. ضبط جلسات می‌تواند باعث خودسانسوری شود، مخصوصاً اگر افراد نگران بازپخش صحبت‌هایشان در آینده باشند. به‌جای استفاده از ابزار ضبط برای «کنترل بحث‌ها»، بهتر است از روش‌هایی مانند تعیین نقش‌ها و توافق‌های گروهی برای مدیریت تعارض استفاده کنید.

۳. چه کسانی در جلسه حضور دارند؟

یکی از عناصر کلیدی در مدیریت جلسات موفق، شناخت ترکیب شرکت‌کنندگان است. اگر افراد حاضر در جلسه از نظر قدرت، تجربه یا ارشدیت با هم تفاوت زیادی دارند، ضبط ممکن است احساس ناامنی ایجاد کند. مخصوصاً افراد با جایگاه پایین‌تر ممکن است کمتر تمایل به بیان نظرات خود داشته باشند.

همچنین اگر برخی اعضا برای اولین بار با یکدیگر دیدار می‌کنند، یا ارتباط کاری نزدیک ندارند، فضای جلسه ممکن است خشک‌تر شود و مشارکت واقعی کاهش یابد. بنابراین بهتر است به‌جای تصمیم‌گیری یک‌طرفه درباره ضبط، از اعضا نظرخواهی شود.

۴. به چه صورت این تصمیم را اجرا می‌کنید؟

حتی اگر تصمیم به ضبط گرفتید، نحوه اجرای آن اهمیت زیادی دارد. آیا این سیاستی ثابت برای همه جلسات است؟ یا مورد به مورد تصمیم می‌گیرید؟ آیا همه افراد حق دارند مخالفت کنند؟ یا فقط می‌توانند جلسه را ترک کنند؟

یکی از اشتباهات رایج در مدیریت جلسات این است که فرآیند تصمیم‌گیری درباره ضبط را شفاف نمی‌سازیم. توجه داشته باشید که بین «opt-in» (یعنی فقط با رضایت ضبط انجام شود) و «opt-out» (یعنی پیش‌فرض ضبط است مگر آن‌که کسی مخالفت کند) تفاوت بزرگی وجود دارد.

اغلب افراد حاضر نیستند به صراحت مخالفت خود را اعلام کنند، زیرا ممکن است احساس کنند در حال تخریب جلسه هستند. بنابراین، اگر واقعا به امنیت روانی تیم اهمیت می‌دهید، روش opt-in را انتخاب کنید و اجازه دهید هر فرد با آگاهی و آزادی تصمیم بگیرد.

نتیجه‌گیری: تصمیم آگاهانه، کلید مدیریت مؤثر جلسات

ضبط جلسات می‌تواند ابزاری قدرتمند برای مستندسازی، مرور دوباره اطلاعات و افزایش بهره‌وری باشد. اما تنها در صورتی که با دقت، آگاهی و حساسیت نسبت به فضای انسانی تیم به کار گرفته شود.

با پرسیدن این چهار سؤال ساده — چرا، چگونه، چه کسی، و به چه صورت — می‌توانید مطمئن شوید که استفاده از ابزارهای دیجیتال در مدیریت جلسات، نه‌تنها مفید، بلکه سازنده و اخلاقی نیز خواهد بود.

در نهایت، «مدیریت جلسات» موفق، نه‌فقط به تکنولوژی بلکه به درک انسانی و احترام به احساسات افراد وابسته است.

در دنیای امروزی که تغییر و تحول بسیار سریع اتفاق می‌افتد، دیگر نمی‌توان به روش‌های قدیمی فروش تکیه کرد. تجربه همه‌گیری کرونا نشان داد که ریسک‌های بزرگ، فرصت بازنگری در ساختارهای فروش را فراهم می‌کند و رهبران هوشمند از این موقعیت‌ها برای نوآوری و رقابت‌پذیری بیشتر بهره می‌برند.

تغییرات عمده در تیم فروش مثل بازساختاردهی یا کاهش نیرو، همیشه با اضطراب و نگرانی همراه است. اجرای ناقص و غیر علمی این تغییرات می‌تواند ارتباط با مشتریان را تضعیف کند و باعث افت فروش شود.

با این حال، بحران باعث می‌شود افراد در برابر دگرگونی پذیراتر باشند. وضعیت بحرانی، به رهبران نیرو می‌دهد تا سریع‌تر تحول ایجاد کنند و تیم‌ها را حول هدف‌های مشترک جمع کنند.

نکته‌ای که امروز اهمیت پیدا کرده، آن است که مدیران فروش باید به جای تعویق انداختن تغییرات، به‌طور فعال تصمیم بگیرند که چه چیزی را باید تغییر دهند.

مهم‌ترین پرسش‌ها اکنون حول محور آینده خرید مشتریان و میزان ماندگاری فرایندهای فروش مجازی شکل گرفته است؛ آیا روندهای فعلی فروش ادامه خواهد داشت؟

نقش فناوری در ارتباط با مشتری تا چه اندازه پایدار خواهد بود؟ باید بدانیم اندازه مناسب تیم، طراحی ساختار فروش، نحوه ارزیابی عملکرد و الگوهای تشویقی، همگی نیازمند بازنگری است.

برای کسب اطلاعات بیشتر از تغییر ساختار سازمانی کلیک نمایید.

تحول در فرایند فروش

پیش از همه‌گیری هم مشتریان دیجیتال‌تر از شرکت‌های فروش عمل می‌کردند. انتظار دارند تجربه خرید آن‌ها، ساده، سریع و بی‌واسطه باشد همان‌طور که از غول‌هایی مثل آمازون و نتفلیکس عادت دارند.

بسیاری از سازمان‌های فروش سنتی از این تغییر عقب مانده‌اند؛ چون معمولاً کارکنان فروش میدانی نمی‌خواستند مشتریان یا وظایف خود را به کانال‌های دیجیتال واگذار کنند و مدیران نیز از ترس آسیب به رابطه با مشتریان، روند تحول را کند می‌کردند. همچنین بسیاری از پیاده‌سازی‌های فناوری با تأخیر و بازده پایین روبه‌رو شده است.

با این حال با تسهیل استفاده از ابزارهای دیجیتال و پذیرش بیشتر از سوی مشتریان، اکنون فرصت بازنگری فراهم شده است. باید مشخص کنیم چه زمانی حضور فیزیکی فروشنده برای مشتریان اهمیت حیاتی دارد و چه زمانی با روش‌های مجازی می‌توان کار را پیش برد.

در معاملات ساده، ثبت سفارش و دریافت اطلاعات، ارتباط مجازی به خوبی جواب می‌دهد ولی در فروش‌های پیچیده، تصمیم‌گیری‌های گروهی یا زمانی که راه حل مشتری مشخص نیست، حضور فردی فروشنده همچنان جایگاه خود را حفظ می‌کند.

سازمان‌ها نیاز دارند متناسب با شرایط بازار، کانال‌های حضوری را در موارد ساده حذف یا محدود و در موقعیت‌های پیچیده تقویت کنند.

بازاندیشی در ساختار و اندازه تیم فروش

تحول در فرایند فروش باید با ارزیابی مجدد تعداد و ساختار نیروی فروش همراه باشد. بسیاری از صنایع مانند سفر و حمل‌ونقل به‌دلیل آسیب‌های شدید همه‌گیری، ناگزیر از کاهش نیروی فروش شده‌اند، اما حتی در صنایع پایدار هم واقعیت این است که برخی از کارها را کانال‌های دیجیتال انجام می‌دهند.

نمونه بارز آن تغییر انتظارات مشتریان صنعتی است که اکنون دریافت خدمات را از واحدهای تخصصی ترجیح می‌دهند تا مراجعه مستقیم به فروشنده میدانی.

در مقابل، صنایعی مانند فناوری ابری اکنون نیاز به افزایش تیم فروش دارند، با این حال رشد نیرو نسبت به نیاز بازار عقب‌تر است زیرا فروشندگان تمایلی به واگذاری مشتریان به نفرات جدید ندارند. اما هر تغییری اگر به سرعت و با آینده‌نگری اجرا نشود، فرصت رشد در بازار پرشتاب امروز از دست می‌رود.

تغییر الگوی موفقیت فروش

زمانی که نقش‌ها و ابزارهای فروش تغییر می‌کند، باید توانمندی‌های مورد نیاز تیم هم بازتعریف و تقویت شود. مهارت دیجیتال دیگر یک مزیت نیست بلکه شرط بقاست. شرکت‌ها نیاز دارند از مدل فروش سنتی مبتنی بر رابطه محوری (که اغلب مردانه و جزیره‌ای بود) به سمت فروش ارزش‌محور و همدلانه حرکت کنند. این روند حتی مسیر ورود بیشتر زنان به بدنه تیم‌های فروش را هم هموار کرده است.

همچنین تأکید بر فروش تیمی و چندکاناله، روحیه همکاری و سازگاری در نقش‌های مدیریتی را نیز افزایش داده است. مدیران موفق کسانی هستند که بتوانند تغییرات سریع در بازار و تکنولوژی را به فرصت تبدیل کنند، نه اینکه فقط کارهای ساختاریافته را مدیریت نمایند.

بازنگری در نظام مشوق‌ها

مدل‌های جدید فروش، نظام تشویقی تازه می‌طلبد. اگر هنوز ساختار حقوق و پاداش با حجم فروش یا نقش‌های سنتی تنظیم شده باشد، انگیزه‌ها دچار بحران می‌شود.

منطقی است پرداخت‌ها به میزانی باشد که هر نقش و میزان ارزش‌آفرینی اقتضا می‌کند. وقتی میزان فروش به کانال‌های داخلی یا دیجیتال منتقل شده، سهم دریافتی نیز باید اصلاح شود.

همچنین در بازارهایی که فروشندگان به سرعت به هدف می‌رسند و بعد از آن، فروش تکراری بدون تلاش زیادی ادامه می‌یابد، بهتر است نظام تشویقی صرفاً بر اساس افزایش چشمگیر فروش یا تنوع محصولات تنظیم شود نه بر فروش اولیه.

جمع‌بندی

با تغییرات گسترده در بازار و سطوح مهارتی مشتریان و رقبا، سازمان‌های فروش باید هرچه سریع‌تر فرایندها، تیم‌ها، نقش‌ها و مشوق‌های خود را ارزیابی، بازطراحی و اصلاح کنند. هماهنگی بین این عناصر کلید موفقیت اجرای هر تغییری است و غفلت از این موضوع می‌تواند پیامدهایی زیانبار داشته باشد.

حالا بهترین زمان برای بازنگری و تحول در تیم فروش شماست تا رقیبان را پشت سر بگذارید و تجربه‌‎ای بهتر برای مشتریان خلق کنید.

با شروع سال جدید، بسیاری از ما با شور و انگیزه فراوان تصمیم می‌گیریم که “مدیریت زمان بهتری داشته باشیم”، “بهره‌وری خود را افزایش دهیم” و “روی کارهای مهم‌تر تمرکز کنیم.” اما چرا با وجود این همه تلاش، باز هم در این زمینه با مشکل مواجه می‌شویم؟

احتمالاً شما هم تجربه‌هایی مشابه داشته‌اید: پروژه‌ای که بی‌دلیل طولانی می‌شود، مهلت‌های تحویلی که مدام به تعویق می‌افتند و لیست کارهایی که هر روز بلندتر و ترسناک‌تر به نظر می‌رسد.

واقعیت این است که دستیابی به این اهداف، نیازمند چیزی فراتر از ترفندهای زودگذر و استفاده از اپلیکیشن‌های مختلف است. در واقع، مدیریت زمان یک مهارت اساسی است که برای موفقیت در زندگی شخصی و حرفه‌ای ضروری است.

جالب است بدانید که در بسیاری از نظرسنجی‌ها، مهارت‌های مدیریت زمان به عنوان یکی از پرطرفدارترین مهارت‌ها در بازار کار معرفی شده‌اند، اما در عین حال، یکی از کمیاب‌ترین آن‌ها نیز به شمار می‌روند.

چرا ترفندها کافی نیستند؟

شاید با خودتان فکر کنید که با استفاده از یک برنامه زمان‌بندی پیشرفته یا یادگیری چند ترفند ساده، می‌توانید به یک مدیر زمان حرفه‌ای تبدیل شوید. اما واقعیت این است که این ابزارها و ترفندها، تنها زمانی مؤثر خواهند بود که شما مهارت‌های اساسی مدیریت زمان را در خود تقویت کرده باشید.

به عنوان مثال، آیا فکر می‌کنید که صرفاً با خرید یک ست چاقوی گران‌قیمت، وسایل آشپزخانه مدرن و مواد اولیه تازه، می‌توانید به یک سرآشپز ماهر تبدیل شوید؟ قطعاً نه!

برای تبدیل شدن به یک سرآشپز حرفه‌ای، باید مهارت‌های مختلفی مانند تکنیک‌های برش، ترکیب طعم‌ها و مدیریت زمان در آشپزخانه را یاد بگیرید. در مورد مدیریت آن نیز، قضیه به همین شکل است.

برای کسب اطلاعات بیشتر از ابزار مدیریت زمان کلیک نمایید.

سه رکن اساسی مدیریت زمان

خوشبختانه، تحقیقات گسترده‌ای در زمینه مهارت‌های اساسی این مدیریت انجام شده است. بر اساس این تحقیقات، مدیریت زمان را می‌توان به این صورت تعریف کرد: “فرایند تصمیم‌گیری که به واسطه آن، فرد زمان خود را با توجه به شرایط متغیر محیطی، سازماندهی، محافظت و تنظیم می‌کند.”

به عبارت دیگر، به معنای توانایی شما در برنامه‌ریزی، اولویت‌بندی و استفاده بهینه از زمان خود برای رسیدن به اهدافتان است. برای دستیابی به این هدف، باید سه مهارت کلیدی را در خود تقویت کنید:

  1. آگاهی (Awareness): اولین قدم برای مدیریت زمان بهتر، این است که درک واقع‌بینانه‌ای از زمان خود داشته باشید. باید بدانید که زمان یک منبع محدود است و باید به درستی از آن استفاده کنید.

  2. چینش (Arrangement): پس از آگاهی از محدودیت زمان، باید اهداف، برنامه‌ها، زمان‌بندی‌ها و وظایف خود را به گونه‌ای طراحی و سازماندهی کنید که بتوانید به طور مؤثر از زمان خود استفاده کنید.

  3. انطباق (Adaptation): در نهایت، باید بتوانید به طور مداوم نحوه استفاده از زمان خود را در حین انجام فعالیت‌ها، نظارت و ارزیابی کنید. این شامل توانایی شما در سازگاری با وقفه‌ها، تغییر اولویت‌ها و مدیریت شرایط غیرمنتظره است.

کدام مهارت‌ها در مدیریت زمان مهم‌ترند؟

شاید فکر کنید که مهارت “چینش” یا همان برنامه‌ریزی، مهم‌ترین مهارت در این مدیریت است. اما واقعیت این است که هر سه مهارت “آگاهی”، “چینش” و “انطباق” به یک اندازه در موفقیت شما در این مدیریت مؤثر هستند.

تحقیقات نشان داده‌اند که بسیاری از افراد در مهارت‌های “آگاهی” و “انطباق” با مشکل مواجه هستند. به عبارت دیگر، آن‌ها در درک ارزش زمان و تنظیم برنامه‌های خود با توجه به شرایط متغیر، با مشکل مواجه می‌شوند.

چندوظیفگی: افسانه یا واقعیت؟

شاید شما هم شنیده باشید که چندوظیفگی یا انجام چند کار به طور همزمان، می‌تواند به شما در صرفه‌جویی در زمان کمک کند. اما تحقیقات نشان داده‌اند که این موضوع، بیشتر یک افسانه است تا یک واقعیت.

در واقع، تحقیقات نشان داده‌اند که تمایل افراد به چندوظیفگی، هیچ ارتباطی با مهارت‌های مدیریت زمان آن‌ها ندارد. به عبارت دیگر، افرادی که تمایل دارند چند کار را به طور همزمان انجام دهند، لزوماً در مدیریت زمان خود موفق‌تر نیستند.

چگونه مهارت‌های مدیریت زمان خود را تقویت کنیم؟

حال که با اهمیت مهارت‌های این مدیریت و نقش آن‌ها در موفقیت آشنا شدید، احتمالاً می‌خواهید بدانید که چگونه می‌توانید این مهارت‌ها را در خود تقویت کنید. در اینجا چند راهکار عملی ارائه شده است:

  • خودآگاهی خود را افزایش دهید: اولین قدم برای بهبود مهارت‌های مدیریت زمان، این است که خودآگاهی خود را در این زمینه افزایش دهید. سعی کنید نقاط قوت و ضعف خود را در این مدیریت شناسایی کنید.

  • اولویت‌بندی کنید: یاد بگیرید که چگونه وظایف خود را اولویت‌بندی کنید. وظایفی که مهم‌تر و فوری‌تر هستند را در اولویت قرار دهید و وظایفی که اهمیت کمتری دارند را به زمان دیگری موکول کنید.

  • برنامه‌ریزی کنید: برای هر روز، هفته و ماه خود برنامه‌ریزی کنید. برنامه‌ریزی به شما کمک می‌کند تا زمان خود را به طور مؤثر مدیریت کنید و از اتلاف وقت جلوگیری کنید.

  • نه گفتن را یاد بگیرید: یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها در این مدیریت، توانایی “نه گفتن” به درخواست‌هایی است که شما را از اهدافتان دور می‌کنند.

  • از ابزارهای مدیریت زمان استفاده کنید: استفاده از ابزارهای مدیریت زمان مانند تقویم‌ها، لیست‌های انجام کار و نرم‌افزارهای مدیریت پروژه، می‌تواند به شما در سازماندهی و مدیریت آن خود کمک کند.

  • استراحت کنید: استراحت‌های منظم در طول روز، به شما کمک می‌کند تا تمرکز خود را حفظ کنید و از فرسودگی جلوگیری کنید.

با تمرین و تکرار، می‌توانید مهارت‌های مدیریت زمان خود را تقویت کنید و به یک مدیر زمان حرفه‌ای تبدیل شوید. به یاد داشته باشید که مدیریت زمان، یک سفر است، نه یک مقصد. پس صبور باشید و از این سفر لذت ببرید!

اثر: اپریل رینی (April Rinne)

در دوران پرشتاب امروزی، مدیریت تغییر و توسعه رهبری دو مسأله کلیدی برای موفقیت سازمان‌ها هستند. هر سازمانی، از هر ابعادی، با چالش‌های تغییر و عدم قطعیت روبه‌رو است. اما شرکت‌های متوسط به خاطر اندازه و چابکی مناسبشان در موقعیت ایده‌آلی قرار دارند تا به‌صورت مؤثرتری با تغییر مواجه شوند و از آن فرصت بسازند.

آن چیزی که این شرکت‌ها را از سایرین متمایز می‌کند، توجه ویژه به پرورش ذهنیت تغییر (change mindset) در کنار استفاده از تکنیک‌های مدرن مدیریتی است.

اهمیت ذهنیت تغییر

مفهوم «مدیریت تغییر» (change management) از اوایل قرن بیستم شکل گرفت، اما تجربیات سال‌های اخیر مثل همه‌گیری کرونا نشان داد روش‌های سنتی و تکیه بر فرایندها کافی نیست.

بسیاری از ابزارهای مدیریتی صرفاً کنترل ظاهری بر تغییر ایجاد می‌کنند و جنبه‌های انسانی، روان‌شناختی و احساسی تغییر را در نظر نمی‌گیرند. این یعنی از مهم‌ترین مؤلفه موفقیت در تغییر—یعنی نحوه برخورد افراد با ابهام و ناشناختگی—غفلت می‌شود.

راه‌حل اصلی برای مدیریت بهتر تغییر، توسعه «ذهنیت تغییر» (change mindset) است. ذهنیت تغییر به رهبری و کارکنان کمک می‌کند تا به جای ترس از آینده و تلاش مذبوحانه برای پیش‌بینی، خود را آماده مواجهه با مجموعه‌ای از سناریوهای مختلف کنند. این نگرش باعث افزایش انعطاف‌پذیری، نوآوری و تحمل سازمان در برابر ناکامی‌ها یا نوسانات بازار می‌شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر مقاله مدل‌های مدیریت تغییر را مطالعه فرمایید.

نقش کلیدی برنامه‌ریزی سناریو

یکی از ابزارهای قطعی برای توسعه ذهنیت تغییر، استفاده از تکنیک‌های برنامه‌ریزی سناریو (scenario planning) یا نقشه‌برداری سناریو (scenario mapping) است. با ترسیم دو محور کلیدی عدم قطعیت (مثلاً میزان اتوماسیون و قدرت فرهنگ سازمانی)، می‌توان چهار سناریو متفاوت ایجاد کرد و هر کدام را با هم بررسی کرد.

تمرین سناریوپردازی کمک می‌کند تا تیم‌ها به جای تمرکز روی یک آینده فرضی و قطعی، خود را برای طیفی از آینده‌های ممکن آماده کنند. این فرآیند باعث افزایش «ظرفیت سیالیت» (flux capacity) یا همان توان تحمل تغییر می‌شود—قابلیتی که امروزه برای هر سازمانی حیاتی است.

توسعه رهبری برای مدیران پرمشغله: ۳ راهکار علمی

مطالعه‌های جدید در حوزه توسعه رهبری (leadership development) نشان می‌دهد که تنها ۱۰٪ رشد رهبری از طریق برنامه‌های رسمی یادگیری رخ می‌دهد. بخش اعظم رشد واقعی از دو مسیر مهم دیگر حاصل می‌شود: ۲۰٪ از خودشناسی (self-discovery) و ۷۰٪ از آزمون و تجربه (experimenting).

  • یادگیری رسمی هدفمند: لازم نیست ساعت‌های زیادی را صرف آموزش‌های تئوری کنید. تمرکز روی یک یا دو مهارت کلیدی، مشاهده و یادداشت‌برداری از دوره‌های کوتاه (۳ تا ۵ دقیقه‌ای) در روز کافی است. این یادگیری باید مستمر و عملی باشد نه مقطعی.

  • خودشناسی: روزانه چند دقیقه رفتار رهبران موفق (درون یا بیرون سازمان) را زیر نظر بگیرید و از آن‌ها سؤال کنید. رفتارها و تصمیم‌هایشان را تحلیل کنید و سعی کنید الگوهای مثبت را در رفتار خود جای دهید.

  • آزمایش و تجربه: مهم‌ترین بخش توسعه رهبری، آزمون و خطاست. هر روز یک رفتار رهبری جدید امتحان کنید—مثلاً در مکالمه‌ای دشوار یا مدیریت پروژه، رویکردی را اتخاذ کنید که قبلاً استفاده نکرده‌اید. نتیجه را ارزیابی کنید، ثبت کنید و در صورت نیاز، اصلاح کنید. این چرخه تجربه و بازخورد، مهم‌ترین محرک هویت رهبری شماست و با گذر زمان جزئی از شخصیت حرفه‌ای شما می‌شود.

علاوه بر این، نباید فراموش کرد که موقعیت‌های روزمره مانند نقش والدینی، فعالیت‌های داوطلبانه یا حتی ورزش‌های تیمی نیز فرصت‌هایی عالی برای یادگیری مهارت‌های رهبری هستند. بهترین رهبران آن‌هایی هستند که در تمام زمینه‌های زندگی به تمرین رهبری می‌پردازند و آموخته‌هایشان را به محیط کار منتقل می‌کنند.

شرکت‌های متوسط؛ نقطه طلایی تغییر و رهبری

در مقایسه با شرکت‌های کوچک (resources محدود) و شرکت‌های بزرگ (اسیر بروکراسی)، شرکت‌های متوسط (midsize companies) انعطاف و منابع لازم برای تجربه‌گرایی و بازاندیشی در مورد مدیریت تغییر را دارند.

این شرکت‌ها بهتر می‌توانند کارمندان را در گفتگو درباره ذهنیت تغییر مشارکت دهند، مسیرهای رشد و جابجایی داخلی را باز کنند و روش‌های نوین برنامه‌ریزی سناریو را به فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک سازمان پیوند بزنند. نتیجه، تاب‌آوری بیشتر، افزایش نوآوری و خلق آینده‌هایی است که سازمان واقعاً خواهان آن است.

در پایان، کلید موفقیت در دنیای پرشتاب امروز، توجه به ذهنیت تغییر، مشارکت تیمی در تحلیل آینده، و توجه به یادگیری مستمر و امتحان رفتارهای جدید است. برای رهبران و سازمان‌ها، این یعنی گذر از ترس و تردید به قلمرو رشد و توسعه پایدار. اگر به دنبال بهینه‌سازی رهبری و موفقیت کسب‌وکار در محیطی بی‌ثبات هستید، از همین امروز این راهبردها را اجرا کنید.

توسعه مهارت‌های رهبری برای موفقیت و پیشرفت هر فردی که در نقش مدیریت یا سرپرستی فعالیت می‌کند، اهمیت بالایی دارد. اما اغلب مدیران و افراد حرفه‌ای به دلیل فشار کاری و کمبود وقت، از یادگیری اصول رهبری غافل می‌مانند و تصور می‌کنند رشد به عنوان یک رهبر نیازمند زمان بسیار یا برنامه‌های فشرده است.

خبر خوب این است که بر اساس آخرین پژوهش‌های هاروارد بیزینس ریویو (HBR)، بخش مهم و اثربخش توسعه رهبری، حتی در دل فعالیت‌های روزانه قابل انجام است و فقط به تعهد و تقسیم درست زمان نیاز دارد.

اولویت‌بندی و انتخاب هدف درست؛ اولین قدم

اگر فرصت کمی برای یادگیری دارید، باید هوشمندانه عمل کنید. بهترین راه این است که ابتدا دقیقاً دو مهارت یا شایستگی رهبری را انتخاب کنید که بیشترین اهمیت را برای رشد شما دارند.

کافی است به بازخوردها، ارزیابی عملکرد یا نقاط ضعف گزارش‌های ۳۶۰ درجه نگاه کنید و موضوعات کلیدی را مشخص نمایید. این تمرکز هدفمند باعث می‌شود در مسیر رشد خود دچار پراکندگی و اتلاف وقت نشوید.

یادگیری رسمی؛ فقط ۱۰٪ سرمایه‌گذاری زمانی

بر اساس یافته‌های جدید، تنها ۱۰ درصد از توسعه مهارت‌های رهبری باید به آموزش‌های رسمی و ساختاریافته مثل دوره‌ها یا ویدیوهای آموزشی اختصاص پیدا کند. به جای دیدن ویدیوهای بلند و حجیم، توصیه می‌شود روزانه تنها سه تا پنج دقیقه را به یک یا دو درس کوتاه اختصاص دهید.

مهم این است که پس از تماشا، حتماً نکات کاربردی را یادداشت کنیم و برای اجرای آن‌ها در همان روز برنامه‌ریزی داشته باشیم. اجرای مستمر فعالیت‌های کوچک، در طول زمان به نتایج ماندگار می‌انجامد.

برای کسب اطلاعات بیشتر مقاله هوش هیجانی در رهبری را مطالعه فرمایید.

خودشناسی و الگوگیری؛ ۲۰٪ مسیر رشد

حدود ۲۰ درصد از فرآیند یادگیری شما باید به خودشناسی و مشاهده سایر رهبران موفق در محل کار یا اجتماع اختصاص داشته باشد. می‌توانید رفتار مدیران یا همکارانی که در زمینه انتخابی‌تان مهارت دارند را زیر نظر بگیرید و نحوه مدیریت موقعیت‌های مختلف را بسنجید.

پرسیدن دلایل اقدامات آنان (در صورت امکان)، یادداشت‌برداری و تلاش برای انتقال رفتار مثبت به سبک شخصی خودتان می‌تواند خیلی اثربخش باشد. مشاهده فعال و بازاندیشی، روند تقویت هویت رهبری را سرعت می‌بخشد.

آزمایش و تجربه‌گرایی؛ مهم‌ترین بخش (۷۰٪)

هفتاد درصد تأثیر توسعه مهارت‌های رهبری، حاصل آزمایش و تجربه عملی است. هر نکته یا تکنیکی که آموخته‌اید را در واقعیت، حتی به شکل کوچک، اجرا کنید. مثلاً اگر نیاز به برگزاری گفت‌وگوی دشوار با یکی از اعضا دارید، یک رویکرد متفاوت را امتحان کنید و نتایج را دقیقاً بررسی کنید.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد آزمودن رفتارهای جدید، به مرور باعث تثبیت ذهنیت و هویت رهبری در وجود فرد می‌شود. برای پایش پیشرفت، یادداشت روزانه و ثبت یافته‌ها، چه موفقیت و چه شکست، بسیار مؤثر است.

توسعه مهارت‌های رهبری فقط محدود به محل کار نیست

یکی از باورهای غلط این است که فکر می‌کنیم رهبری فقط در محیط کاری ساخته می‌شود. اما بسیاری از مهارت‌های رهبری را می‌توان خارج از محیط کار نیز تمرین و توسعه داد؛ مثل تجربه پدر یا مادر بودن، فعالیت داوطلبانه در اجتماع یا عضویت در تیم‌های ورزشی.

هریک از این نقش‌ها، موقعیت مناسبی برای آزمایش رفتار رهبری و بهره‌برداری از آن در شغل شماست. بنابراین از هر فرصتی، چه حرفه‌ای و چه شخصی، برای یادگیری و رشد رهبری خود بهره ببرید.

کلید موفقیت: استمرار، یادگیری و انعکاس

تبدیل شدن به یک رهبر مؤثر، نیاز به سرمایه‌گذاری عظیم زمان ندارد؛ بلکه به تداوم اقدامات کوچک و تعهد به بازخوردپذیری و آزمایش ایده‌های جدید بستگی دارد.

با استفاده از روش‌های پیشنهادی این مقاله، می‌توانید حتی در شلوغ‌ترین روزها، گام به گام رهبری تان را تقویت کنید. هر روز، با تأمل و یادداشت، نقاط قوت و زمینه‌های بهبود را شناسایی کنید و نگذارید کمبود وقت، مانع پیشرفت حرفه‌ای شما بشود.

بیایید آینده را با هم بسازیم

گشایش‌ها توسط زنان و مردانی خلق می‌شوند که برای نتایجی که روزی فقط یک امکان بودند، می‌ایستند. کسانی که امکان را به واقعیت تبدیل می‌کنند.

لوگو وی ما

مشترک خبرنامه ما شوید!

خدمات
نشان ساماندهی
logo-samandehi

© 1403 - تمامی حقوق برای وی ما محفوظ است.